![]() |
![]() |
|
| شخصی |
|
غروب جدایی غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده واسم به یادگاری جز تو خبری نمونده یادگار با تو بودن |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 15:47 توسط محمد صادق مظفری |
|
|
آیینه عشق امروز که محتاج توام جای تو خالی است فردا که بیایی به سراغم نفسی نیست در این خانه کسی نیست در آیینه رفتم که بگیرم خبر از تو دیدم که در آیینه هم جز تو کسی نیست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 15:37 توسط محمد صادق مظفری |
|
|
شعري براي تو
گفتي : بمان مي خواستم اما نمي شد
گفتي :بخوان ،بغض گلويم وا نمي شد
گفتم كه : مي ترسم من از سحر نگاهت
گفتي : نترس اي خوب من،امّا نمي شد
گفتي: نگاهم كن ـ ببين ـ آهسته ديدم
راهي نبود از مرز ميشد تا نميشد دست دلم پيش تو رو شد
آه اي عشق راز نگاهم كاشكي افشاء نمي شد
در ورطه اي از عشق و عقل افتاده بودم
چون عشق تو در ظرف عقلم جا نمي شد
مي خواستم ناگفته هايم را بگويم
يابغض مي آمد سراغم ،يا نمي شد
گفتي كه :تا فردا خداحافظ ولي،آه آنشب
نميدانم چرا فردا نمي شد ؟
براي كسي كه مثل خون تو رگهامه
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 10:48 توسط محمد صادق مظفری |
|
|
********************************************************** نگاه اولت برمن اثركرد نگاه دومت ديوانه ام كرد نگاه سومت عاشق ترم كرد نگاه آخرت خاكسترم كرد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 9:46 توسط محمد صادق مظفری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 آبان 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|